|
تنهايی را دوست دارم زيرا دروغی در آن نيست ... *تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . * |
|
|
تو به من خندیدی
و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندانزده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سال هاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم که چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت حمید مصدق |
Bahar-20 بهاربيست |